شخصیت چیست ؟

شخصیت چیست ؟

اگر بخواهیم تعریفی کلی از شخصیت ارائه دهیم باید گفت که تغریبا تمام روان شناسان با یک دیگر اتفاق نظر دارند که واژه پرسونالیتی به معنی شخصیت از واژه لاتین پرسونا که در زبان یونانی به معنی ماسک نمایش است اقتباس شده است .

اما متاسفانه یا خوش بختانه روان شناسان و نظریه پردازان شخصیت نظر واحدی در مورد شخصیت ندارند . دلیل این اتفاق نیز چیزی جز ارائه نظریات گوناگون از دیدگاه های مختلف نیست .

تعریف کلی شخصیت چیست ؟

اما اگر بخواهیم تعریفی کلی از شخصیت ارائه دهیم به جمع بندی کلی زیر دست خواهیم یافت :

شخصیت الگوی صفات نسبتا دائمی و ویژگی های منحصر به فرد است که به رفتار فرد ثبات و فردیدت می بخشد .

تعریف شخصیت از نظر گردون آلپورت چیست ؟

آن چه که ما سعی در گفتن آن در این مقاله داریم نظریه گوردون  آلپورت راجب به شخصیت و ویژگی های شخصیت پخته و سالم است .

آنچه که گرودون آلپورت به عنوان شخصیت تعریف کرد عبارت بود از : سازمان پویای درون فرد متشکل از سازمان های روانی ، جسمانی که سازگاری های منحصر به فرد او با محیطش را تعیین می کند .

آلپورت شخصیت را به عنوان سازمانی پویا در نظر داشت که همواره در حال تغییر و تحول است .

و تاکیید بسیار زیادی بر منحصر به فرد بودن افراد و شخصیت فردی داشت .

انسان سالم چه وژیگی های  دارد ؟

آلپورت شخصیتی را سالم قلمداد می کرد که از نظر او پخته باشد ، او همچنین معیار های ۶ گانه ای را برای پختگی شخصیت در نظر داشت . شخصیت پخته با رفتارهای تاثییر گذار شناخته می شود اما شخصیت تاثثیر گذار چیست ؟ و چه ویژگی های دارد ؟

شخصیت تاثیر گذار توانای این را دارد که به صورت هشیار و خلاقانه بر محیط خود تاثیر بگذارد  و درعین حال به محرک های بیرونی به صورت انعطاف پذیر و خود مختار پاسخ دهد .

آلپورت برای شخصیت پخته ۶ معیار کلی در نظر گرفت :

اولین معیار آلپورت گسترش خود پنداره است و معیار دیگر وی برای شخصیت پخته مرتبط کردن صمیمانه خود با دیگران است که به صورت قابلیت دوست داشتن دیگران به صورت صمیمانه و غیر انحصار طلبانه معنی می شود .

سومین ملاک آلپورت ایمنی هیجانی و یا خود پذیری است که آلپورت آن را با عنوان متانت هیجانی به معنی پذیرش فرد به عنوان آنچه هست توضیح داده است .

چهارمین ملاک وی برای ارزشیابی یک شخصیت توانای درک واقع بینانه فرد از محیط خود است ، این گونه از افراد در دنیای خیالی زندگی نمی کنند و با مشکلات به صورت رو در رو مواجه می شوند . ملاک بعدی آلپورت مربوط به بعد بینش و شوخ طبعی است . شوخ طبعی مورد نظر آلپورت شوخ طبعی غیر خصمانه است که به معنی توانای افراد در خندیدن به خودشان به جای موضوعات جنسی و یا پرخاشگرانه است .

آخرین ملاک آلپورت ؛ ملاک فلسفه یکپارچه کننده زندگی است . از نظر آلپورت افراد نظر روشنی راجب به هدف زندگی دارند و همچنین این افراد معمولا دارای وجدان رشد یافته هستن و دارای روحیه بسیار بالای برای یاری رسانی به دیگران هستن .

شخصیت چیست ؟

شخصیت چیست ؟
اگر بخواهیم تعریفی کلی از شخصیت ارائه دهیم باید گفت که تغریبا تمام روان شناسان با یک دیگر اتفاق نظر دارند که واژه پرسونالیتی به معنی شخصیت از واژه لاتین پرسونا که در زبان یونانی به معنی ماسک نمایش است اقتباس شده است .
اما متاسفانه یا خوش بختانه روان شناسان و نظریه پردازان شخصیت نظر واحدی در مورد شخصیت ندارند . دلیل این اتفاق نیز چیزی جز ارائه نظریات گوناگون از دیدگاه های مختلف نیست .
تعریف کلی شخصیت چیست ؟
اما اگر بخواهیم تعریفی کلی از شخصیت ارائه دهیم به جمع بندی کلی زیر دست خواهیم یافت :
شخصیت الگوی صفات نسبتا دائمی و ویژگی های منحصر به فرد است که به رفتار فرد ثبات و فردیدت می بخشد .
تعریف شخصیت از نظر گردون آلپورت چیست ؟
آن چه که ما سعی در گفتن آن در این مقاله داریم نظریه گوردون آلپورت راجب به شخصیت و ویژگی های شخصیت پخته و سالم است .
آنچه که گرودون آلپورت به عنوان شخصیت تعریف کرد عبارت بود از : سازمان پویای درون فرد متشکل از سازمان های روانی ، جسمانی که سازگاری های منحصر به فرد او با محیطش را تعیین می کند .
آلپورت شخصیت را به عنوان سازمانی پویا در نظر داشت که همواره در حال تغییر و تحول است .
و تاکیید بسیار زیادی بر منحصر به فرد بودن افراد و شخصیت فردی داشت .
انسان سالم چه وژیگی های دارد ؟
آلپورت شخصیتی را سالم قلمداد می کرد که از نظر او پخته باشد ، او همچنین معیار های ۶ گانه ای را برای پختگی شخصیت در نظر داشت . شخصیت پخته با رفتارهای تاثییر گذار شناخته می شود اما شخصیت تاثثیر گذار چیست ؟ و چه ویژگی های دارد ؟
شخصیت تاثیر گذار توانای این را دارد که به صورت هشیار و خلاقانه بر محیط خود تاثیر بگذارد و درعین حال به محرک های بیرونی به صورت انعطاف پذیر و خود مختار پاسخ دهد .
آلپورت برای شخصیت پخته ۶ معیار کلی در نظر گرفت :
اولین معیار آلپورت گسترش خود پنداره است و معیار دیگر وی برای شخصیت پخته مرتبط کردن صمیمانه خود با دیگران است که به صورت قابلیت دوست داشتن دیگران به صورت صمیمانه و غیر انحصار طلبانه معنی می شود .
سومین ملاک آلپورت ایمنی هیجانی و یا خود پذیری است که آلپورت آن را با عنوان متانت هیجانی به معنی پذیرش فرد به عنوان آنچه هست توضیح داده است .
چهارمین ملاک وی برای ارزشیابی یک شخصیت توانای درک واقع بینانه فرد از محیط خود است ، این گونه از افراد در دنیای خیالی زندگی نمی کنند و با مشکلات به صورت رو در رو مواجه می شوند . ملاک بعدی آلپورت مربوط به بعد بینش و شوخ طبعی است . شوخ طبعی مورد نظر آلپورت شوخ طبعی غیر خصمانه است که به معنی توانای افراد در خندیدن به خودشان به جای موضوعات جنسی و یا پرخاشگرانه است .
آخرین ملاک آلپورت ؛ ملاک فلسفه یکپارچه کننده زندگی است . از نظر آلپورت افراد نظر روشنی راجب به هدف زندگی دارند و همچنین این افراد معمولا دارای وجدان رشد یافته هستن و دارای روحیه بسیار بالای برای یاری رسانی به دیگران هستن .

نحوه توضیح مرگ به کودکان

نحوه توضیح مرگ به کودک
شاید شما هم با موقعیت دردناک مرگ عزیزان و نحوه توضیح این واقعه به کودکتان روبه رو شده اید ، اما برای پاسخ به این دست سوالات چه باید کرد ؟
اولین نکته که باید به خاطر داشته باشید این است که پرسش این گونه سوالات کاملا عادی هستن و در پاسخ دادن به این گونه سوالات باید سن کودک در نظر گرفته شود .
در بعضی مواقع کودکان بسیار نگران از دست دادن عزیزانی همچون والدین و پدربزرگ ها و مادر بزرگ های خود هستن که اگر این سوالات به خوبی پاسخ داده نشوند باعث ایجاد استرس و اضطراب ماندگار در کودکان می شود .
در اکثر موارد سوالاتی که ذهن کودکان را درگیر می کند به این صورت دسته بندی می شود که بعد از مرگ چه اتفاقی می افتد و یا مرگ چیست ، مرگ برای همه هست و یا فقط افراد پیر مثل پدربزرگ می میرن ؟ و چه اتفاقی رخ می دهد ؟
درک کلی فرایند مرگ در حدود ۳ سالگی در کودکان شکل می گیر و با توجه به رشد شناختی آن ها در این سن درک از مرگ همچون سفری با بازگشت در نظر کودک جلوه می کند و این تعریف از مرگ تا حدود ۵ سالگی با کودکان همراه است .
کودکان معمولا قبل از ۳ سالگی درکی از این فرایند و فرایند های جانبی آن ندارند ؛ مگر این که با آن مواجه شده باشند . اما بعد از ۵ سالگی کودکان به اهستگی با مفهوم مرگ آشنا می شوند و آن را به عنوان فرایندی بدون بازگشت می پذیرند ولی استدلال آن ها از مرگ به این صورت است که مرگ برای کهن سالان است و والدین من و من از آن مصون هستیم .
اما نقش والدین در توضیح مرگ چیست ؟
ما نباید به خاطر ساختار رشد نیافته کودکان تا قبل ۵ سالگی پدیده مرگ را برای آن ها توضیح دهیم و دلیل آن نبود ساختار شناختی در کودکان در این سن است .
والدین نباید سوالات کودکان را بدون پاسخ بگذارند ؛ مثلا وقتی بزرگ شوی می فهمی .
به عنوان مثال اگر کودک از ما در مورد مرگ پدر بزرگ سوال کرد ما بیاد همواره با تایید جواب دهیم و جواب باید به این صورت باشد که عزیزم پدر برزگ به آسمان ها رفته اما همان طور که در بالا اشاره کردیم نباید گفت که بر می گردد ، چون در این صورت کودک به انتظار نشسته و باعث ایجاد کابوس های شبانه می شود .
والدین باید اختیار را به کودک بدهند به این صورت که اگر تو بخواهی می توانی پدربزگ را در خواب ببینی که این کار باعث احساس کنترل در کودکان می شود و جلو گیری از ایجاد کابوس های شبانه می کند . پدیده مرگ باید بسیار اهسته و پله ، پله به کودکان توضیح داده شود ، به همراه همایت سرشار والدین از کودکان . باید در نظر داشته باشید که با کودکان هم قد خودشان چه از لحاظ فیزیکی یعنی به صورت چشم در چشم و نشسته و چه از لحاظ کلامی و توانای های شناختی آن ها صحبت شود . رفتار های همچون در اغوش گرفتن و حرف زدن بسیار مفید و کار ساز هست زیرا باعث ایجاد حس اطمینان و امنیت در کودک می شوند.
در نظر داشته باشید که والدین مسئول ارزیابی توانای ادراک کودکان خود هستن و بهترین روش پاسخ گویی به این دست از نیازها مراجعه به روانشناسان و متخصصین این حوزه است.
یکی از بهترین روش ها برای اشنای کودکان با مرگ برگزاری مراسم تدفین برای اشیا خراب شده و یا حیوانات مورده آن ها است . به این صورت که مثلا به هنگام مرگ ماهی قرمز عید یا خراب شدن عروسک و یا ماشینی آن ها را با آداب و مراسمی همچون قرار دادن در تابوت دفن کنیم و به کودک توضیح دهیم دلایل انجام این مراسم چیست .
یکی از کار های مفیدی که والدین می توانند انجام دهند این است که از کودک خود بخواهند که در باره مراسم و مرگ عزیز نقاشی بکشد و احساسات خود را شرح دهد . این کار باعث تخلیه هیجانی در کودک می شود .
یکی از نباید های که متاسفانه والدین انجام می دهند بردن کودکان به مراسم تدفین در بهشت زهرا هست ، اس کار صدمات جدی روانی را درپی خواهد داشت و در حد امکان نباید کودکان صحنه دفن شدن فردی را ببینند و در معرض جو بسیار منفی این گونه مراسم قرار بگیرند . یکی دیگر از رفتار های اشتباه والدین تعریف کردن داستان های حاوی مطالب و عناوین در مورد مرگ قبل از ۶ سالگی برای کودکان است و دلیل اشتباه بودن این کار هم چیزی جز رشد نیافتکی شناختی کودکان نیست . این کار تنها باعث سرکوب هیجان ها و ایجاد استرس و اضطراب در کودک می شود.
و اما در آخر باز باید به این مهم اشاره کنیم که سن کودک و توانای های شناختی ان بسیار اهمیت دارند به عنوان مثال توجه داشته باشید در مواجه با سوال یک کودک ۴ ساله در باره مرگ یک عزیز همچون پدر بزرگ یا مادربزرگ باید پاسخ داد پدر بزرگ پیش ماست اما ما او را نمی بینیم و اگر بخواهی می توانی آن را در خواب ببینی . یا در جواب سوال مرگ چیست و چه شکلی هست باید این گونه پاسخ داد که مرگ مثل مراسم تدفینی که برای ماهی قرمز برگزار کردیم است . به یاد نبرید که با کودکان با زبان خودشان صحبت کنیم .

نوجوانی

شناختِ نوجوان کار چندان آسانی نیست. بیشترین تجربه‌هایی که در گذشته کارساز بود، امروز کارآیی خود را از دست داده و عصر تکنولوژی همه‌چیز را در هم ریخته است. اختراعات، ابداعات و اکتشافاتِ گوناگون، در گوشه و کنار جهان، روی افکار آنان تأثیر گذاشته است، به‌طوری که نوجوانان، اکنون با دیدی متفاوت به مسائل پیرامون خود می‌نگرند.
پدران امروز از نوجوانان خود انتظار اطاعتِ بدون چون‌وچرا دارند و همیشه شکایت می‌کنند که: ما در نوجوانی، چنین و چنان بودیم! ولی آن نوجوانی که فلان فیلم جدید را در تلویزیون یا سینما دیده درباره‌ی آن با والدینش، به بحث و گاهی به جدل می‌نشیند، نمی‌تواند کورکورانه مطیع و فرمانبردار باشد. امروز دیگر دوره‌ی نصیحت و وصیت سپری شده و نوجوان از «بکن و نکن»ها خسته است و به طنز می‌گوید: «والدین ما زیادی برای ما بالای منبر می‌روند!»
تا زمانی که شما به علایم و مشخصات بلوغ پی‌ نبرید، قادر نخواهید بود نسخه‌ی لازم را برای آن‌ها بپیچید. تا وقتی از نوع سرگرمی آن‌ها مطلع نباشید، نخواهید توانست با نوجوانان خود هم‌کلام شوید. والدین باید خود را به‌جای فرزندان‌شان بگذارند و از چشم آنان به ‌دنیا نگاه کنند. اگر این‌ کار را کردید آن‌ها شما را به حریم خلوت خود راه می‌دهند. فرزندان ما دنیایی خارج از معیارهای عقلانی ما دارند؛ باید به این دنیا راه یافت تا ایجاد رابطه واقعی، امکان‌پذیر گردد. اگر این کار درست صورت بگیرد ضمن این‌ که از «فرزند سالاری» که این روزها در خانواده‌ها مُد شده، جلوگیری می‌شود؛ امکان ایجاد رابطه معقول بین نوجوانان و خانواده‌ نیز میسر می‌گردد.
گاهی رگبار نصیحت و وصیت آن‌چنان بر نوجوانان می‌بارد که آن‌ها فرصت هیچ‌گونه اظهارنظری ندارند. متأسفانه مادرانی که در خارج از خانه کار نمی‌کنند و فقط در منزل، به خانه‌ی‌داری مشغولند، بیشتر از دیگران اصل نصیحت هستند. آن‌ها همانند صفحه‌ای کوک شده سیل انتقادات و پندهای خود را به طرف نوجوان سرازیر می‌کنند، و بدون این‌که اجازه‌ی صحبت کردن به فرزند خود بدهند، از آن‌ها می‌خواهند که تجربه‌های سالیان گذشته آن‌ها را، بدون چون و چرا آویزه‌ی گوش کنند. آن‌ها خود را آدم‌های همه‌چیز بفهم! و آگاهی می‌دانند و انتظار دارند که فرزندان به همه حرف‌هایشان عمل کنند.
منبع: کتاب نوجوانان چه می گویند؟
اصغر کیهان نیا